ضمایر (فاعلی، مفعولی، ملکی، انعکاسی و...)
ضمیر کلمهای دستوری یا گرامری است که جانشین یک اسم یا عبارت اسمی میشود. ضمیرها انواع مختلفی دارند که مهمترین آنها عبارتند از: ضمایر فاعلی، مفعولی، ملکی، انعکاسی، اشارهای، نامعین، نسبی و سؤالی که از این میان ضمایر فاعلی، مفعولی ملکی و انعکاسی جزو ضمایر شخصی به حساب میآیند.
جمع |
مفرد |
|
we | I |
اول شخص |
you | you |
دوم شخص |
they |
he, she, it |
سوم شخص |
![]() |
|
|
|
فاعل | → | مفعول |
I |
→ |
me |
you |
→ |
you |
he |
→ |
him |
she |
→ |
her |
it |
→ |
it |
we |
→ |
us |
they |
→ |
them |
اگر چه این ضمایر را ضمایر مفعولی مینامیم، اما آنها به جز در جای مفعول در هر جای دیگری هم میتوانند قرار بگیرند، مثلاً بعد از فعل یا بعد از یک حرف اضافه:
Our teacher was angry with us. (معلممان از دست ما عصبانی بود.)
Give me a ring tomorrow. (فردا به من زنگ بزن.)
When he comes in, please tell him
I phoned.
(هر وقت آمد، لطفاً به او بگویید که من زنگ
زدم.)
I'm older than you. (من از تو بزرگترم.)
'I'm hungry.' 'Me too.' («من گرسنهام.» «من هم همینطور.»)
![]() |
|
|
|
ضمایر ملکی و صفات ملکی نشان میدهند که چه چیزی به چه کسی تعلق دارد.
(I) |
(you) |
(he) | (she) | (it) | (we) | (they) | |
صفات ملکی |
my | your | his | her | its | our | their |
ضمایر ملکی |
mine | yours | his | hers | - | ours | theirs |
توجه داشته باشید که صفات ملکی همیشه قبل از یک اسم میآیند (به همین دلیل صفت نامیده میشوند) ولی ضمیر ملکی جانشین صفت ملکی+اسم میشود و میتواند به تنهایی به عنوان فاعل، مفعول و ... قرار بگیرد (به همین دلیل ضمیر نامیده میشود).
چند مثال:
This is my
book.
(این کتاب من است.)
This book is mine.
(این کتاب مال من است.)
This is her purse.
(این کیف اوست.)
This is hers.
(این مال اوست.)
Are those your pens? No, these are his. (ضمیر ملکی)
کلماتی که به -self و -selves ختم میشوند ضمایر انعکاسی نامیده میشوند و عبارتند از:
|
|
توجه داشته باشید که در ضمایر انعکاسی عمل به فاعل جمله برمیگردد و در واقع مفعول همان فاعل است:
He cut himself. (خودش را زخمی کرد.)
You should be ashamed of yourself. (باید از خودت خجالت بکشی.)
Help yourselves. (از خودتان پذیرایی کنید. )
We blame ourselves. (ما خودمان را مقصر میدانیم.)
استفاده از ضمایر انعکاسی برای تأکید
از ضمایر انعکاسی میتوان برای تأکید روی یک اسم، ضمیر یا عبارت اسمی استفاده کرد که در این حالت بعد از آنها در جمله قرار میگیرند:
I can do it myself. (من خودم میتوانم این کار را انجام دهم.)
We can repair the roof ourselves. (ما میتوانیم خودمان سقف را تعمیر کنیم.)
The film
itself wasn't very good but I liked the music.
(خود
فیلم خیلی خوب نبود ولی از موسیقی آن خوشم آمد.)
1- ضمایر اشارهای، شامل: these، that، this و those.
مثال:
Is this your T-shirt?
2- ضمایر نسبی، شامل: when ،whom ،whose ،who ،that ،which و where.
مثال:
The school that I went to is in the centre of the city.
3- ضمایر پرسشی، شامل: when، where، why، what، who و whatever.
مثال:
What time is it?
4- ضمایر دوطرفه، شامل each other و one another:
مثال:
They love each other.
5- ضمایر نامعین، شامل none، nobody، nothing، someone، somebody، something، anyone، anybody، anything و no one:
مثال:
اسمها
اسمها گستردهترین اقسام کلمات را تشکیل میدهند. بطور کلی در زبان انگلیسی میتوان اسامی را در دو دسته طبقهبندی کرد: اسامی قابل شمارش و اسامی غیر قابل شمارش:
اسامی قابل شمارش آن دسته از اسامی هستند که میتوانند شمرده شوند. این بدین معنی است که میتواند بیش از یکی از آنها وجود داشته باشد.
اسامی غیر قابل شمارش اسامی هستند که قابل شمردن نیستند (مانند water یا آب). این اسامی تنها بصورت مفرد بکار میروند و حالت جمع ندارند.
چند مثال
1- اسامی قابل شمارش:
جمع |
مفرد |
the boys |
the boy |
some answers |
an answer |
those cars |
that car |
2- اسامی غیر قابل شمارش:
paper, wood, coal, silk, wool, cotton |
بسیاری از مواد و مصالح |
gold, iron, silver, steel |
فلزات |
fish, fruit, sugar, meat, cheese, bread |
مواد غذایی |
water, oil, milk, tea, air, steam, oxygen |
مایعات و گازها |
money, music, noise, land, hair, ice, snow |
چیزهای دیگر |
ویژگیهای اسامی قابل شمارش و غیر قابل شمارش
اسمهای قابل شمارش:
1- میتوانند به دنبال an، a یا one بیایند.
2- میتوانند به دنبال these، few، many و those بیایند.
3- میتوانند به دنبال یک عدد (مثلاً two ،three و ...) بیایند.
مثال:
غیر قابل شمارش |
قابل شمارش |
(not:
... a good |
I have a good job. |
(not:
...
Those
|
Those meals were delicious. |
(not:
...
two
|
I bought two loaves. |
اسمهای غیر قابل شمارش:
1- نمیتوانند با حروف تعریف نامعین (a و an) بکار روند، بلکه باید با some مورد استفاده قرار بگیرند.
2- میتوانند به دنبال much و little بیایند.
3- به راحتی میتوانند به دنبال اصطلاحاتی از قبیل most of the، all of the، all the و half the بیایند.
مثال:
قابل شمارش |
غیر قابل شمارش |
(not:
... made of |
It's made of wood. |
(not:
... too much
|
There's too much traffic. |
(not:
... all the
|
I sold all the furniture. |
![]() |
|
|
|
جمع
بیشتر اسمها قابل شمارش هستند و میتوانند به صورت جمع درآیند. معمولاً برای اینکه یک اسم مفرد به صورت جمع درآید، یک -s به انتهای آن اضافه میکنیم:
cat, cats
face, faces
boy, boys
ولی آن دسته از اسامی که به ch، x، z، s یا sh ختم میشوند، -es میگیرند:
bus, buses
box, boxes
brush, brushes
watch, watches
در ضمن اسمهایی کـه به یک حرف بیصدا و y ختم میشوند، y را حذف کرده و به جای آن ies میگذاریم:
baby, babies
country, countries
fly, flies
try, tries
اسامی جمع بیقاعده
1- بعضی از اسمها را با تغییر حروف صدادار آنها، به حالت جمع در میآوریم:
مفرد |
→ |
جمع |
|
man |
→ |
men | مرد(ها) |
woman |
→ |
women | زن(ها) |
mouse |
→ |
mice | موش(ها) |
foot |
→ |
feet | پا(ها) |
tooth |
→ |
teeth | دندان(ها) |
goose |
→ |
geese | غاز(ها) |
2- بسیاری از اسمهایی که به -f یا -fe ختم میشوند، هنگام جمع این -f یا -fe به -ves تبدیل میشود:
calf | → | calves |
گوساله(ها) |
half |
→ |
halves | نیمه(ها) |
knife |
→ |
knives | چاقو(ها) |
leaf |
→ |
leaves | برگ(ها) |
life |
→ |
lives | جان(ها) |
loaf |
→ |
loaves | قرص(های) نان |
shelf |
→ |
shelves | قفسه(ها) |
thief |
→ |
thieves | دزد(ها) |
wife |
→ |
wives | همسر(ها) |
wolf |
→ |
wolves | گرگ(ها) |
3- اسم بعضی از حیوانات در حالت جمع هیچ تغییری نمیکند:
deer
آهو(ها)
sheep
گوسفند(ها)
fish
ماهی(ها)
و نیز آن دسته از اسامی ملیتها که به -ese یا -ss ختم میشوند:
a Chinese |
یک چینی |
→ | two Chinese |
دو چینی |
one Swiss | یک سوییسی |
→ |
some Swiss | چند سوییسی |
همچنیـن آن دسته از اسامی که بـه اعداد و مقیاسها اشـاره میکننـد، هنگامیکه بعد از یک عدد و ... واقع میشوند:
two hundred
three dozen
4- بسیاری از اسمهایی که ریشه خارجی دارند (مثلاً لاتین، فرانسه یا یونانی)، گاهی حالت جمع خود را حفظ میکنند:
cactus | → |
cacti/cactuses |
octopus |
→ |
octopi/octopuses |
syllabus |
→ |
syllabi/syllabuses |
alga |
→ |
algae |
larva |
→ |
larvae |
nebula |
→ |
nebulae |
index |
→ |
indices/indexes |
analysis |
→ |
analyses |
thesis |
→ |
theses |
phenomenon |
→ |
phenomena |
حالت ملکی
اسمها دارای یک حالت ملکی میباشند که در آن به اسمهای مفرد (و نیز اسامی جمعی که به s ختم نمیشوند) 's و به اسامی جمع -' (یک آپاستروف) اضافه میشود:
my daughter's room اتاق
دخترم
my daughters' room
اتاق
دخترهایم
men's clothes لباسهای مردانه
your friend's new car ماشین جدید دوستتان
the boy's teacher معلم آن پسر
the students' hostel خوابگاه دانشجویان
حالت ملکی را اغلب به صورت دیگری هم میتوان بیان کرد: (قاعده: X's Y= the Y of X)
my daughters'
room = the room of my daughters
the ship's side = the side of the ship
اما بهتر است آنجا که صحبت از انسان، گروههای انسانی (مانند دولتها، کمیتهها، هیئتها و...)، کشورها، حیوانات و... به میان میآید از همان ساختار X's Y استفاده شود.
صفات
صفات کلماتی هستند که کیفیت و چگونگی افراد، اشیاء، مکانها و ... را بیان میکنند. صفت تنها یک حالت دارد؛ یعنی اینکه با اسم مفرد یا جمع، مذکر یا مؤنث بطور یکسان بکار میرود:
a young man/woman
young men/women
اما تنها موارد استثناء، صفات this و that میباشند که پیش از اسامی جمع به these و those تبدیل میشوند:
this book - those books, that boy - those boys
مکان صفات
صفتها میتوانند در موقعیتها و جاهای مختلفی در یک جمله ظاهر شوند که در زیر به مهمترین این موقعیتها اشاره میشود:
1- قبل از یک اسم:
a good man, an old car, the green carpet
گاهی بیش از یک صفت، اسمی را توصیف میکنند:
a good young man, the beautiful green carpet
2- پس از فعل be:
You are beautiful.
She is fat.
The bus is late.
بجز فعل be، افعال دیگری نیز مانند seem، look، become و stay میتوانند قبل از صفت قرار بگیرند:
It looks interesting. (جالب به نظر میرسد.)
It is becoming sunny. (هوا دارد آفتابی میشود.)
3- پس از the، که در این صورت کلمه اصلی یک عبارت اسمی محسوب میشود:
the young جوانان
the old پیران
the dead مردگان
the English انگلیسیها
(برای کسب اطلاعات بیشتر به موارد کاربرد حرف تعریف معین (the) مراجعه کنید.)
4-بعد از برخی افعال، یک صفت میتواند به دنبال مفعول بیاید:
صفت |
مفعول |
فعل |
فاعل |
secret. | her past | kept | She |
mad. | me | is driving | The noise |
lucky. | myself | consider | I |
angry. | him | made | Her behaviour |
ترتیب صفات
میدانیم که صفتها معمولاً قبل از اسم میآیند، اما اگر بیش از یک صفت اسمی را توصیف کنند، در اینصورت صفتها معمولاً به ترتیب خاصی قرار میگیرند. هر چند ترتیب قرار گیری صفتها پیش از یک اسم همیشه ثابت نیست، اما جدول زیر به شما کمک میکند تا نحوهی جاگیری کلی آنها را یاد بگیرید:
|
6 جنس |
5 ملیت |
4 رنگ |
3 سن |
2 اندازه |
1 بیان عقیده یا احساس |
|
flower | yellow | beautiful | a | ||||
nurse | Indian | young | handsome | that | |||
tables | wooden | big | those | ||||
cat | Persian | white | old | an |
از قیدها برای اضافه کـردن اطلاعاتی بـه یک عبارت استفاده میشود. همچنین قیدها میتوانند به یک کلمه دیگر از جمله به یک صفت یـا قید دیگر نیز اطلاعاتی اضـافه کننـد کـه در ایـن صورت معرف (modifier) نامیده میشوند.
انواع قید
قیود اقسام مختلفی دارند که در اینجا به پنج نوع متداول آنها اشاره میشود:
1- قید حالت:
well, how, quickly, slowly, hard, fast, angrily, ...
The children are
playing happily.
(بچهها دارند
با خوشحالی بازی میکنند)
Snails crawl very
slowly.
(حلزونها خیلی
به آرامی میخزند)
2- قید مکان:
up, down, there, here, above, below, near, ...
How long have
you been waiting here?
(شما چه مدتی
اینجا منتظر بودهاید؟)
3- قید زمان:
today, yet, still, recently, soon, now, then, ...
You can stay
with us until then.
(تا آن موقع
میتوانید با ما بمانید)
4- قید مقدار:
very, too, so, quite, much, rather, ...
They are not
really my parents.
(آنها واقعاً
والدین من نیستند)
5- قید تکرار:
twice, sometimes, often, always, never, ...
Sometimes
I write to him.
(گاهی به
او نامه مینویسم)
جای قیدها
سه جا یا مکان اصلی برای قیدها وجود دارد:
1- در ابتدای
عبارت (قبل از فاعل) (ابتدایی)
قید | فاعل | عبارت فعلی | + ... |
Sometimes | she | arrives | late. |
2- در میانه جمله (میانی):
الف) بعد
از
اولین فعل معین:
فاعل | اولین فعل معین | قید | بقیه عبارت فعلی | + ... |
She | has | always | arrived | late. |
ب) پس از فعل
be:
فاعل | BE | قید | + ... |
She | is | always | late. |
ج) اگر فعل معینی
وجود ندارد، قبل از فعل مسندی (قابل صرف):
فاعل | قید | فعل مسندی | + ... |
She | sometimes | arrives | late. |
3- در انتهای
عبارت (پایانی):
فاعل | عبارت فعلی | +... | قید |
She | arrives | late | sometimes. |
در جدول زیر
متداولترین مکان قیدها در جملات نشان داده شده
است:
نوع قید | مکان قید | مثال |
حالت | پایانی |
He never drives fast. |
مکان | پایانی | We can stay there. |
زمان | پایانی | I'll see you tomorrow. |
مقدار | میانی | This book is rather boring. |
تکرار | میانی | I have never seen him before. |
![]() |
|
|
|
ساختار قید
از لحاظ فرم و ساختار میتوان قیدها را به سه دسته طبقه بندی کرد:
1- قیدهایی که با اضافه کردن ly به یک صفت ساخته میشوند، مانند:
slow
→
slowly
brave
→
bravely
quick
→
quickly
2- قیدهایی که همان ساختار صفات را دارا هستند، یعنی هم میتوانند به صورت قید به کار روند و هم به صورت صفت. برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
just, well, right, far, forward, early, hard, straight, pretty, little, fast, late, left, backward, deep, direct, near, wrong
3- قیودی که اصلاً ارتباطی با صفات ندارند. مانند:
so, now, very, there, here, too, as, quite
چند نکته املایی
گفتیم که بسیاری از قیدها با اضافه شدن ly به یک صفت ساخته میشوند. اما همیشه به این سادگی نیست:
1- y در انتهای کلمه به i تبدیل میشود:
gay → gaily
2- e در انتهای کلمه همچنان باقی میماند:
strange → strangely
ولی چند استثنا وجود دارد:
true
→
truly
due
→
duly
whole
→
wholly
3- در صفاتی که به able یا ible ختم میشوند، e در انتهای کلمه حذف میشود و y جای آن را میگیرد:
probable
→
probably
possible
→
possibly
4- صفاتی که به یک حرف با صدا و یک L ختم میشوند، طبق روش معمول ly میگیرند:
actual
→
actually
general
→
generally